محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )

821

تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )

خبر گشادن قتيبه بيكند را چون نيزك بر قتيبه آمد و صلح كرد ، قتيبه به مرو درنگ نمود تا وقت غزو آمد . پس هم بدين سال هفتاد و هفت از مرو برداشت و روى به بيكند نهاد و رود بگذاشت . و اين بيكند به نزديكترين شهرى است از بخارا به لب رود ، و آن را مدينة التجار خوانند و بر سر بيابان است . چون قتيبه رود بگذاشت ، مردمان بيكند آگاه شدند . از مردمان سغد و آن ناحيت يارى خواستند . و سپاهى بىاندازه برايشان گرد آمدند و راهها بگرفتند ، و قتيبه را و مسلمانان كه با او بودند دعا كردند . و قتيبه به حرب مردمان بيكند بيستاد . و هيچ روز نبود [ 300 a ] كه نه حرب كردند . و قتيبه را جاسوسى بود ، او را تندر گفتندى و از عجم بود . و قتيبه هيچ رسول نتوانست فرستادن . و دو ماه برآمد و حجّاج اندوهگن شد . و مردمان را بفرمود كه به مزگتها اندر دعا كردند . و آن تندر كه از عجم بود ، مردمان بخارا او را بسيار مال دادند و از او اندر خواستند كه حيلتى سازد كه مگر قتيبه را بازتواند گردانيدن . تندر اجابت كرد و به نزديك قتيبه آمد و گفت : خلوت خواهم . قتيبه خلوت كرد و جز ضرار بن الحصين را پيش خود رها نكرد . تندر گفت : حجّاج را باز كردند و به جاى تو ديگرى مىآيد ،